• عنوان

    بررسي دقت راديوگرافي پانوراميك ديجيتال در تعيين ارتفاع استخوان از كرست آلوئول تا كف سينوس ماگزيلاري درمقايسه با توموگرافي كامپيوتري با اشعه مخروطي دربيماران مراجعه كننده به يك مطب خصوصي در شهر رشت در سال 1396

  • نويسنده اصلي

    محمدي نژاد، زهرا

  • محل تحصيل
    بندرانزلي
  • رشته تحصيلي
    دندانپزشكي
  • چكيده
    مقدمه:در اعمال جراحي ، تعيين دقيق موقعيت سينوس ماگزيلا براي اجتناب از آسيب وارده به آن ، از اهميت ويژه اي برخوردار است. هدف از مطالعه حاضر تعييين دقت راديوگرافي پانوراميك ديجيتال در تعيين ارتفاع استخوان از كرست آلوئول تا كف سينوس ماگزيلاري در مقايسه با توموگرافي كامپيوتري با اشعه مخروطي (CBCT) بود. مواد و روش ها: اين مطالعه توصيفي تحليلي (مقطعي) بر روي تصاوير پانوراميك وCBCT مربوط به 109 بيمار انجام شد. ابتدا بر روي تصاوير CBCT با استفاده از مقاطع كراس سكشنال فاصله كرست آلوئول تا كف سينوس ماگزيلاري در ناحيه ديستال دندان 5 و مزيال دندان 7 به دست آمد. سپس اندازه گيري ها در كليشه پانوراميك دقيقا در نقاط معادل با CBCT هر بيمار انجام شد. جهت مقايسه اين اندازه ها در روش پانوراميك با CBCT از آزمون Paired t- test ودرموارد عدم برقراري مفروضات اين آزمون از آزمون Wilcoxon test و Signed- rank test و جهت تعيين ضريب توافق دوروش پانوراميك وCBCT از ضريب ICC استفاده شد. نتايج: بنابر نتايج اين مطالعه اختلاف معني داري بين دو روش تصوير برداري پانوراميك و CBCT در ناحيه دندان 5 مشاهده شد اما اين اختلاف در ناحيه دندان 7 معني دار نبود. در ناحيه دندان 5 در66.1% نمونه ها ودر ناحيه دندان 7 در 59.6% نمونه ها ، راديوگرافي پانوراميك ارتفاع استخوان را بيشتر از مقدار اندازه گيري شده در CBCT نشان داد. نتيجه گيري: طبق نتايج مطالعه‌ي حاضر، با توجه به اهميت موضوع و عوارض احتمالي در اين زمينه ، جهت جايگذاري ايمپلنت در ناحيه دندان پره مولر و مولر (خلفي ماگزيلا) ، تجويزCBCT به منظور بررسي دقيق ابعاد و ارتفاع استخوان توصيه مي شود . با اين حال در ناحيه مولر ماگزيلا در موارد محدود مي توان از راديوگرافي پانوراميك بدون تجويزCBCT استفاده نمود. مواد و روش ها: اين مطالعه بر روي 85 بيمار (90 تزريق) در دو گروه كه حائز معيار هاي ورود به مطالعه بودند انجام شد. گروه اول تحت بي حسي اصلاح شده سوزن خم(با اسم اختصاصي آب روي سيني) قرار گرفتند. در اين تكنيك سرسوزن با استفاده از در پوش خود بين 45 تا 90 درجه خم مي شود. حاشيه قدامي راموس در داخل دهان با انگشت شست دست مخالف لمس مي شود و ساير انگشت ها در خارج از دهان حاشيه ي خلفي راموس را لمس مي كنند. بعد از تعين موقعيت فضايي راموس، سرسوزن وارد بافت مي شود تا زماني كه بر خورد به استخوان احساس شود. سپس كارتريج بي حسي در مدت زمان 60 ثانيه تزريق مي شود. در اين روش نيازي به شاخص آناتوميكي خاصي نيست و سرسوزن مي تواند در هر جا وارد شود و به شرط برخورد با استخوان تزريق صورت گيرد. در اين حالت ماده بي حسي مانند آبي كه روي سطح سيني ريخته مي شود، در سطح راموس منتشر شده و خود را به عصب آلوئولار تحتاني و عصب زباني مي رساند. گروه دوم تحت بي حسي با روش Halsted مطابق با آنچه كه در كتاب بي حسي هاي موضعي مالامد چاپ 2013-ويرايش ششم گفته شده است، قرار گرفتند. آسپيراسيون مثبت/منفي، زمان شروع علائم گزگز در لب و زبان، زمان بروز بي حسي كامل، زمان منفي شدن تست الكتريكي پالپ و ارزيابي درد به عنوان متغير هاي مطالعه برسي شدند. نتايج: تكنيك بي حسي آب روي سيني در ايجاد بي حسي عميق، ميزان موفقيت بيشتري را در مقايسه با تكنيك Halsted (p<0.05) در اولين تزريق نشان داد. همچنين شامل مزاياي ديگري از جمله بروز علائم بي حسي سريع تر و درد كمتر در هنگام تزريق بود. نتيجه گيري: تكنيك آب روي سيني، به عنوان يك تكنيك در بي حسي فك تحتاني، مي تواند جايگزين تكنيك Halsted شود.
  • شماره ركورد
    30203
  • دانشكده
    پرديس بين الملل
  • دانشگاه
    علوم پزشكي گيلان
  • استاد مشاور
    كاظم نژاد، احسان
  • استاد راهنما
    عاشوري مقدم، زهرا