عنوان
بررسي ارتباط نگرش نسبت به ناباروري و راهكارهاي مقابله با استرس درزوج¬هاي تحت درمان كمك باروري مراجعه كننده به كلينيك نازايي مركز آموزشي درماني الزهرا (س) رشت در سال 97-1396
محل تحصيل
رشت
چكيده
مقدمه: ناباروري به عنوان يك بحران اساسي در زندگي زوجين، مي¬تواند مشكلات رواني، اجتماعي و خانوادگي براي آنان ايجاد نمايد. بخشي از اين بحران مي تواند ناشي از نوع نگرش نسبت به ناباروي باشد كه بر انتخاب راهبرد مقابله¬اي زوجين براي حل آن تاثير دارد. راهبرد مقابله اي شامل حيطه هيجان مدار با زيرمقياس هاي كنارآمدن رويارويانه، دوري جويي، خويشتنداري، گريز-اجتناب و حيطه مسئله مدار شامل زيرمقياس هاي جستجوي حمايت اجتماعي، مسئوليت پذيري، حل مدبرانه مسئله و ارزيابي مجدد مثبت مي باشد.هدف كلي تحقيق، تعيين ارتباط بين نگرش نسبت به ناباروري و راهكارهاي مقابله با استرس در زوج¬هاي تحت درمان كمك باروري بوده است.
مواد و روش¬ها: تحقيق حاضر از نوع تحليلي مقطعي، بر روي 153 زوج، با تشخيص باليني ناباروري اوليه و داراي معيارهاي ورود به پژوهش در مركز آموزشي درماني الزاهرا رشت در سال 1397 با روش نمونه گيري تصادفي ساده انجام شده است.ابزار مورد استفاده شامل سه پرسشنامه ، مشخصات دموگرافيك، نگرش نسبت به ناباروري(برگرفته از مطالعه يزداني) و راهبرد مقابله¬اي لازاروس و فولكمن بودند.از آزمونهاي آماري ناپارامتريك و تحليل رگرسيون براي تجزيه و تحليل داده ها استفاده شده است.
نتايج: در اين تحقيق از بين اطلاعات فردي و اجتماعي، تنها مدت نازايي در زنان با نگرش آنان نسبت به ناباروري ارتباط معني دار داشته است (p=0/04)، همچنين بين استراتژي هيجان مدار و نداشتن بيمه در زنان و مردان (p=0/020) و از ميان زير مقياس ها ي استراتژي هيجان مدار، تنها در زنان زير مقياس كنار آمدن رويارويانه با عامل نازايي (زنانه) (p=0/005)،ارتباط معني دار داشت.بين استراتژي مساله مدار و حالت منقطع درمان هم در زنان و هم در مردان ارتباط معني دار ديده شد(p=0/004)،بين هيچ كدام از زير مقياس هاي استراتژي مساله مدار و اطلاعات فردي و اجتماعي ارتباط معني دار ديده نشده است.براساس آناليز تك متغيره، بين نمره استراتژي هيجان مدار و نمره نگرش نسبت به ناباروري در زنان (p=0/048)ودرمردان(p=0/004) و از ميان زير مقياس هاي استراتژي هيجان مدار، در مردان زير مقياس خويشتنداري(p=0/043)،گريز-اجتناب(p=0/027)و در زنان تنها زير مقياس خويشتنداري(p=0/043) با نمره نگرش آنان نسبت به ناباروري ارتباط معكوس و معنادار وجود داشته است.بين نمره استراتژي مساله مدار (p=0/001) و نيز از ميان زير مقياس هاي آن، زير مقياس مسئوليت پذيري (p=0/001)،حل مدبرانه مساله (p=0/024)تنها در زنان با نمره نگرش آنان نسبت به ناباروري رابطه همسو و معنادار وجود داشته است.و در مدل نهايي رگرسيون خطي چندگانه پس از تعديل متغيرها، در زنان زير مقياس مسئوليت پذيري و حل مدبرانه مساله (از استراتژي مساله مدار)و در مردان، زير مقياس گريز-اجتناب (از استراتژي هيجان مدار) به عنوان مهم ترين روش مقابله اي مرتبط با نگرش نسبت به ناباروري تلقي گرديدند.
نتيجه گيري: براساس نتايج حاصل، بين نگرش نسبت به ناباروري و راهكارهاي مقابله¬اي ارتباط وجود دارد،زنان از راهكار حل مسئله و مردان از گريز-اجتناب در مواجه با مشكل ناباروري خود استفاده مي كنند. لذا توجه به بعد روانشناختي مشكل نازايي مي تواند در برنامه هاي آموزشي و مشاوره اي ارائه دهندگان خدمات بهداشتي، در بكارگيري مناسب راهكارهاي مقابله اي توسط زوجين تحت درمان ناباروري مؤثر واقع گردد.
كليد واژه : باروري، فشاررواني، ناباروري، نگرش
شماره ركورد
31706
دانشگاه
علوم پزشكي گيلان