عنوان
بررسي نمره ي خطر خودكشي در زير گروه هاي مختلف باليني در بيماران مبتلا به اختلال وسواس جبري مراجعه كننده به درمانگاه تخصصي روانپزشكي در شهر رشت در سال 1397
محل تحصيل
بندرانزلي
چكيده
زمينه: اختلال وسواس - اجباري (OCD) يك دوره مزمن دارد كه منجر به تأثير بسيار زيادي در عملكرد بيمار مي¬شود. افكار و تلاش¬هاي خودكشي در افراد مبتلا به OCD بسيار شايع¬تر از آن است كه قبلاً تصور مي¬شد.
هدف: هدف ما از اين مطالعه، بررسي خطر خودكشي در زيرگروه¬هاي مختلف بيماران دچار OCD مي¬باشد.
روش اجرا: در اين مطالعه مقطعي - تحليلي تعداد 258 بيمار مبتلا به اختلال وسواسي – جبري شركت كردند. تشخيص ابتلا به اختلال وسواس جبري براساس معيارهاي تشخيصي راهنماي تشخيص اختلالات روانپزشكي انجمن روانپزشكان آمريكا چاپ پنجم بود. تشخيص توسط روانپزشك عضو هيئت علمي دانشگاه طبق استانداردهاي لازم انجام شد. تشخيص نوع اختلال وسواس جبري براساس آزمون يل - براون انجام شد. در ارزيابي روانپزشكي اول، ويژگي¬هاي دموگرافيك و اختلالات باليني و تست يل - براون به دست آمد و ميانگين نمرات BPRS در ويزيت¬هاي مختلف ثبت شد. از مقياس بك (Beck) نيز جهت سنجش نمره خودكشي استفاده گرديد.
يافته¬ها: 258 بيمار مورد بررسي قرار گرفتند كه 181 نفر (2/70 درصد) زن و 77 نفر (8/29 درصد) مرد بوده-اند. بين نمره خطر خودكشي با جنسيت، وضعيت تأهل و تحصيلات ارتباط معناداري ديده نشده است. به لحاظ آماري هيچ يك از زيرگروه¬هاي اختلال وسواس جبري با نمره خطر خودكشي رابطه معنادار آماري نداشته است. رابطه بين داشتن سابقه اقدام به خودكشي با نمره خطر خودكشي بر اساس هر دو ابزارBPRS و Beck معنادار بوده است.
نتيجه¬گيري: افكار خودكشي و اقدام به خودكشي در مراجعين مبتلابه اختلال وسواس جبري با فراواني قابل-توجهي ديده مي¬شود. سن پايين¬تر و وجود سابقه خودكشي در فرد يا خودكشي موفق و يا اختلال وسواس جبري در خانواده درجه اول فرد مبتلا، ابتلا به افسردگي در حين مراجعه و شدت بالاتر اختلال وسواس جبري متغيرهاي باليني هستند كه با افزايش خطر ابتلا به خودكشي همراه هستند. توجه بيشتر به اين متغير ها در مديريت و ارزيابي باليني اختلال وسواس جبري جهت كنترل مناسب¬تر پيامد ناگوار خودكشي در اين اختلال توصيه مي¬شود.
شماره ركورد
32614
دانشگاه
علوم پزشكي گيلان