عنوان
بررسي و مقايسه ويژگي هاي باليني بيماران مبتلا به اختلال وسواس جبري (نوع علايم وسواس جبري، سير، تكانش گري، گرايش به خودكشي وپاسخ به درمان) با وبدون هم ابتلايي با اختلال دوقطبي در يك كلينيك سرپايي روانپزشكي در رشت در سال 1396
محل تحصيل
رشت
چكيده
مقدمه: يكي از دشوارترين و چالش¬برانگيزترين اشكال باليني هم¬ابتلايي اختلال وسواس جبري، هم¬ابتلايي اختلال وسواس جبري با اختلال دو قطبي است. نتايج پژوهش¬هاي پيشين هم¬ابتلايي اختلال وسواس جبري با اختلال دوقطبي تحت تاثير مسايل متعددي از قبيل تعاريف مختلف اختلال، حجم نمونه كوچك مطالعات، مقادير مختلف علايم باليني اختلال دوقطبي جهت ورود به مطالعه و توان تشخيصي متفاوت در تشخيص اختلال وسواس جبري قرار گرفته¬اند. ما تلاش كرديم محدوديت¬هاي مطالعات پيشين را كمتر كرده و فرض كنيم كه هم¬ابتلايي اختلال وسواس جبري با اختلال دوقطبي يك حالت متمايز باليني است كه بادرجه بيشتر شدت اختلال باليني، سير اپيزوديك اختلال درجه بالاي پرخاشگري و گرايش بيشتر به خودكشي و مقياس¬هاي متفاوتي از علايم وسواسي جبري همراهي دارد.
روش¬ها: ما 44 بيمار مبتلا به هم¬ابتلايي اختلال وسواس جبري با اختلال دوقطبي رابا 94 بيمار مبتلا به اختلال وسواس جبري راكه خد اقل 24 ماه پي¬گيري درماني داشتند را با هم مقايسه كرديم. مصاحبه و مقياس¬هاي درجه¬بندي باليني و اطلاعات كسب شده از پرونده¬هاي باليني و خانواده بيماران براي ارزيابي به كار رفت. سير اختلال وسواس جبري و اختلال دوقطبي براي هر بيمار ارزيابي شده و براساس آن بيماران در چهار گروه جداگانه قرار گرفتند.
نتايج: هم¬ابتلايي اختلال وسواس جبري واختلال دوقطبي با سير عمدتا اپيزوديك اختلال، اختلال عملكرد بيشتر و گرايش بيشتر به خودكشي و پرخاشگري مشخص شد. افكار وسواسي پرخاشگرانه، داشتن بستگان درجه اول مبتلا به وسواس و هم¬ابتلايي با اختلال اضطرابي با كاهش شانس تعلق به به گروه هم¬ابتلايي اختلال وسواس جبري و اختلال دوقطبي همراهي داشتند.
نتيجه¬گيري: هم¬ابتلايي اختلال وسواس جبري و اختلال دوقطبي مي¬تواند يك طبقه¬بندي خاص، با آسيب بيشتر ناشي از بيماري وسير عمدتا اپيزوديك در نظر گرفته شود. مطالعات بيشتري براي كاوش عوامل موثر زيستي رواني و اجتماعي همراه با اين هم¬ابتلايي ويژه توصيه مي¬شود.
كليدواژه¬ها: هم ابتلايي، اختلال وسواس جبري، اختلال دوقطبي
شماره ركورد
32730
دانشگاه
علوم پزشكي گيلان