عنوان
برآورد بار اقتصادي ناشي از خودسوزي در استان گيلان در طي سال¬هاي 1396- 1386
محل تحصيل
رشت
چكيده
زمينه: خود سوزي يك مسئله مرگ بار، آسيب رسان، دردناك و هزينه بر از نظر فردي و اجتماعي است افرادي كه خود را مي¬سوزانند به سختي درمان مي شوند وعلاوه بر تحميل بارمالي بر خانواده و سيستم بهداشتي متعاقب آن دچار عوارض جسمي و روحي سنگين مي¬شوند.
اهداف: اين مطالعه با هدف برآورد بار اقتصادي ناشي از خودسوزي در استان گيلان در طي سال¬هاي 1396- 1386 انجام گرفت. روشها: پرونده 85 مورد خودسوزي مراجعه كننده به مركز سوانح سوختگي ولايت در سال¬هاي 1386- 1396 بررسي شد. در بررسي بار بيماري، از دادهها و اطلاعات موجود مربوط به هر بيماري يا آسيب استفاده گرديد. ناتواني و شدت سوختگي نيز براساس استانداردهاي سازمان جهاني بهداشت محاسبه شده و براي هر بيمار شاخص آن مورد استفاده قرار گرفت. داده¬هاي مورد نياز در اين مرحله شامل درصد سوختگي، شدت سوختگي، سن بيمار، جنسيت بيمار، طول مدت اقامت بيماران و.... از اطلاعات پرونده استفاده شد. براي محاسبه شاخص اميد به زندگي تعديل شده¬ي افراد فوت شده اختلاف بين سن بيمار و اميد به زندگي را محاسبه و مجموع آن را سال¬هاي عمر از دست رفته ناشي از مرگ و مير در نظر گرفتيم. با مراجعه به بخش حسابداري بيمارستان¬ها، از روي پرونده پزشكي بيماران، ميزان هزينه پرداخت از جيب، هزينه بيمه، هزينه پرداختي توسط دولت و سهم يارانه و... گردآوري شده و هزينه خدمات براي هر فرد محاسبه شد. با توجه به در دسترس بودن سرانه توليد ناخالص داخلي، ميزان ارزش ريالي عمر از دست رفته افراد محاسبه و جمع هزينه¬هاي خدمات نيز در كنار ارزش از دست رفته عمر افراد بعنوان بار كلي اقتصادي ناشي از خود سوزي مطرح شد.
نتايج: دراين مطالعه 72/58 درصد بيماران، زن بودند. ميانگين سني بيماران 64/16± 39/36 سال بود.4/42 درصد بيماران، بعد از خود سوزي زنده بودند. 4/62% بيماران با بنزين و گازوئيل خودسوزي كرده بودند. ميانگين طول مدت بستري بيماران 75/7± 34/9 روز و ميانگين هزينه كامل بيماران 06/145800648± 00/844415303 ريال و ميانگين هزينه پرداختي توسط بيماران 35/314 98461± 32/18083596 ريال بود. بين دوگروه جنسي اختلاف آماري معني¬داري از لحاظ هزينه كامل وجود نداشت (658/0 p=).
نتيجه¬گيري: هزينه درمان و مراقبت بيماران سوختگي در بيمارستان بسيار بالا است كه به بيماران، خانوادهها، بيمههاي سلامت و دولت تحميل ميشود. انجام اقدامات مداخله اي نظير آموزش، مشاوره و حمايت¬هاي اجتماعي- اقتصادي در سطح جامعه و به خصوص در گروه¬هاي در معرض خطر، جهت كاهش ميزان بروز اين موارد الزامي به نظر مي¬رسد. با شناسايي گروه¬هاي در معرض خطر، مي¬توان گام مؤثري را جهت عملي نمودن اين اقدامات پيگشيرانه برداشت تا از اين رهگذر بتوان از چنين معضل مهم اجتماعي و به دنبال آن از بار اقتصادي بالاي تحميل شده به سيستم سلامت و دولت پيشگيري نمود.
شماره ركورد
32803
دانشگاه
علوم پزشكي گيلان