• عنوان

    ارزيابي كمي مورفومتريك مكان‌هاي درگير در جراحي استئوتومي ساجيتال دوطرفه در كلاس‌هاي مختلف مال اكلوژن اسكلتي با تصاوير توموگرافي كامپيوتري با دسته اشعه مخروطي

  • محل تحصيل
    رشت
  • چكيده
    عنوان: ارزيابي كمي مورفومتريك مكان‌هاي درگير در جراحي استئوتومي ساجيتال دوطرفه در كلاس‌هاي مختلف مال اكلوژن اسكلتي با تصاوير توموگرافي كامپيوتري با دسته اشعه مخروطي مقدمه و هدف: استئوتومي دوطرفه‌ي ساجيتال (BSSO) يك روش رايج براي اصلاح ب شكلي‌هاي مربوط به يك سوم تحتاني صورت است. آسيب به عصب تحتاني و ترك نامطلوب دو عارضه شايع در اين جراحي مي¬باشد. با ارزيابي لندمارك‌هاي آناتوميك درگير در جراحي استئوتومي ساجيتال دو طرفه و تغييراتشان در كلاس‌هاي مختلف مال اكلوژن، ميزان پيش¬بيني جراح از محل عصب افزايش يافته و عوارض جراحي كاهش مي‌يابد. استفاده از گرافي‌هاي رايج در ارزيابي منديبل با محدوديت‌هاي همراه مي‌باشد. لذا در اين مطالعه با تصاوير توموگرافي كامپيوتري با دسته اشعه مخروطي به ارزيابي كمي مورفومتريك مكان‌هاي درگير در جراحي استئوتومي ساجيتال دوطرفه در كلاس‌هاي مختلف مال اكلوژن اسكلتي پرداخته شده است. با بررسي نتايج اين مطالعه مي¬توان با ارزيابي سه بعدي لندمارك‌هاي ناحيه جراحي، كمك شاياني به كاهش عوارض جراحي كرد. روش اجرا: اين مطالعه روي آرشيوCBCT بيماران كلاس يك، دو و سه مال اكلوژن كه به دلايل متعدد ازجمله ارزيابي قبل از جراحي، قبل از ارتودنسي و غيره به دانشكده دندانپزشكي و يك كلينيك تخصصي راديولوژي فك و صورت در رشت كه طي سال‌هاي 98-1397 مراجعه نموده بودند، صورت گرفت. تعداد CBCT مورد مطالعه در هر گروه مال اكلوژن 21 عدد بود كه به روش نمونه¬گيري طبقه¬اي متناسب از دانشكده دندانپزشكي و كلينيك تخصصي مربوط انتخاب شد. ميانگين سني افراد شركت‌كننده در مطالعه 92/8±35/26 سال با ميانه 0/22 سال و دامنه سني 18 تا 58 سال بود. (9/61%) 39 نفر زن و بقيه مرد بودند. در اين مطالعه 21 متغير شامل فاصله كورتكس فوقاني عصب از كرست مربوط به مولر اول و دوم، فاصله لينگولا از level ديستال دندان مولر دوم، فاصله كورتكس خارجي كانال عصب تا كورتكس خارجي مربوط به مولر اول و دوم، فاصله لينگولا از حاشيه قدامي راموس، فاصله بوردر قدامي تا بوردر خلفي راموس 4 ميلي¬متر بالاتر از لينگولا، پهناي كورتكس لترالي، مديالي و بخش مدولاري فاصله بين دو كورتكس در يك سوم قدامي، مياني و خلفي راموس، فاصله لينگولا تا تحتاني¬ترين قسمت سيگموئيد ناچ ارزيابي گرديد. نتايج: پهناي كورتكس لترالي در يك سوم خلفي (T1-P) راموس در سمت چپ، و همچنين ميانگين دو سمت بين كلاس‌هاي مختلف مال‌اكلوژن I، II و III تفاوت آماري معني‌داري مشاهده شد (049/0= p). به¬طوري كه در افراد كلاس II مقدار كمتري از ضخامت كورتكس لترالي وجود داشت. اندازه¬گيري متغيرهاي ديگر در كلاس¬هاي مختلف مال اكلوژن معنادار نبود. نتيجه¬گيري: بررسي لندمارك¬هاي تاثيرگذار در جراحي BSSO در جمعيت مورد مطالعه نشان داد كه در كلاس¬هاي مختلف مال اكلوژن اختلاف معني¬داري از نظر متغيرهاي مورد بررسي وجود ندارد، درنتيجه آناتومي منديبل و لندمارك¬هاي مورفولوژيك دخيل در جراحي BSSO در كلاس¬هاي مختلف مال اكلوژن ممكن است قابل پيش¬بيني نباشد. لذا انجام تمام ورك آپ¬هاي تشخيصي مانند CBCT قبل از جراحي حائز اهميت است تا كمك شاياني به انتخاب تكنيك جراحي مناسب كرده و از عوارض پس از عمل بكاهد. كلمات كليدي: Inferior Alveolar Nerve Canal ( IANC) , Bilateral Sagittal Split Osteotomy (BSSO), Cone Beam Computed Tomography (CBCT), Malocclusion Class I, Malocclusion Class II,Malocclusion Class III
  • شماره ركورد
    3532
  • دانشگاه
    دانشگاه علوم پزشكي و خدمات بهداشتي درماني گيلان