عنوان
بررسي ارتباط حمايت اجتماعي با افسردگي پس از زايمان در زنان مراجعه¬كننده به مراكز جامع سلامت شهر رشت سال 1398
محل تحصيل
رشت
چكيده
مقدمه: افسردگي پس از زايمان، يك مشكل شايع جدي است كه تأثيرات منفي برسلامت مادر و خانواده دارد. از آنجايي كه حمايت اجتماعي، يكي از عوامل اجتماعي تعيين¬كننده سلامت به اهميت بعد اجتماعي انسان اشاره دارد و در سالهاي اخير توجه فزاينده¬اي به آن شده است و فقدان آن، يك ريسك فاكتور مهم براي افسردگي پس از زايمان است، مطالعه حاضر با هدف تعيين ارتباط حمايت اجتماعي با افسردگي پس از زايمان انجام شد.
مواد و روش ها: اين مطالعه مقطعي – تحليلي از نوع همبستگي است كه بر روي 300 نفر از مادران براي دريافت مراقبت 2-4 هفته پس از زايمان مراجعه¬كننده به مراكز خدمات جامع سلامت شهر رشت سال 1397 انجام شد. روش نمونه گيري خوشه اي مي باشد به اين صورت كه از 41 مركز خدمات جامع سلامت و پايگاه در شمال، جنوب، شرق و غرب نمونه گيري به روش تصادفي سيستماتيك با كسر نمونه گيري k=20))، و عدد تصادفي 2 تعداد 20 خوشه(مركز) انتخاب شدند چون تعداد افراد تحت پوشش مراكز خدمات جامع سلامت تقريباً مساوي بودند تعداد نمونه ها به طور تساوي انتخاب شدند و جهت تعيين حجم نمونه لازم از هرخوشه (مركز) 15 نمونه انتخاب شدند.
نمونه¬گيري خوشه¬اي و انتخاب خوشه¬ها به صورت سيستماتيك بود. پرسشنامه افسردگي ادينبرگ و پرسشنامه حمايت اجتماعي توسط مادر تكميل شد. داده¬ها با استفاده از نرم افزار 21spss-، ، فريدمن، من ويتني، كروسكال واليس، ضريب همبستگي اسپيرمن و رگرسيون لجستيك رتبه اي مورد تجزيه و تحليل قرار گرفتند.
نتايج: نتايج نشان داد كه 7/63% ار افراد افسردگي كم در بعد از زايمان و ميانگين نمره كلي حمايت اجتماعي92/16 ± 03/ 64 داشتند، و همبستگي بين نمره افسردگي با نمره حمايت اجتماعي از طرف همسران(4 00 /0= p , 176/0 - = r ) ، والدين (2 00 /0 p= , 176 /0 r = -) و نمره حمايت اجتماعي كل(24 0/0 p = , 130 /0 -= r) همبستگي معكوس معني داري وجود داشته است(5 0/0 >p)، ولي با حمايت اجتماعي از طرف والدين همسر و دوستان و اقوام همبستگي معنادار نبوده است(5 0/0 < p ). همچنين درآناليز چندگانه همبستگي بين نمرات حيطه هاي حمايت اجتماعي با وضعيت افسردگي حمايت اجتماعي از طرف همسر(1 00 /0 > p)، والدين(14 0/0= p)، دوستان و اقوام(41 0/0p =) با وضعيت افسردگي ارتباط معنادار بوده است. بطوري كه با افزايش نمره حمايت اجتماعي از طرف همسر(96 /0 = شانس نسبي) و والدين (98 /0 =شانس نسبي) اثر محافظت كننده اي برشدت افسردگي داشته است، با افزايش نمرات اين دو حيطه شانس افسردگي كاهش مي يابد اما با افزايش حمايت دوستان و اقوام (1./1- = شانس نسبي) شانس شدت افسردگي افزايش مي يابد. بعد از تعديل متغيرهاي فردي اجتماعي همچنان اثر نمره حمايت اجتماعي از طرف همسر(1 00/0 > p)، والدين (6 00/0 = p )، دوستان و اقوام(33 0/0 = p)، با شدت افسردگي ارتباط داشته اند همچنين تعداد زايمان (5 0/0= p) و شغل همسران ( آزاد ) نسبت به بيكار (49 0/0 = p)، معني دار بوده است. با افزايش تعداد زايمان شدت افسردگي كاهش مي يابد و مادران با همسران داراي شغل آزاد نسبت به همسران بيكار از شدت افسردگي كمتري برخوردار مي باشند.
نتيجه¬گيري: ازآنجاييكه در مطالعه حاضرحمايت اجتماعي از طرف همسر و شغل آزاد آنان با شدت افسردگي ارتباط معناداري داشت. بايد تمهيداتي نسبت به افزايش حمايت از طرف همسر پس از زايمان توسط مديران و برنامه ريزان در مورد همسران شاغل در نظر گرفته شود.
كليدواژه¬ها: افسردگي، افسردگي پس از زايمان، حمايت اجتماعي، زنان
شماره ركورد
3579
دانشگاه
علوم پزشكي و خدمات بهداشتي درماني شهيد بهشتي