عنوان
اثر سيدروفور دسفرال بر جذب سطحي كادميم و روي توسط كانيهاي مسكويت و فلوگوپيت
نويسنده اصلي
كارآموز،مليحه
محل تحصيل
دانشگاه ولي عصر
مقطع تحصيلي
ارشد
چكيده
امروزه، آلودگي خاكها به عناصر سنگين در سطح وسيع به يك مسئلهي مهم زيست محيطي تبديل شده است. يكي از مهمترين فاكتورهاي مؤثر بر زيست-فراهمي، سميت و تحرك فلزات سنگين در خاكها توانايي تشكيل كمپلكس با ليگاندهاي آلي موجود درخاك بهويژه در محيط ريشه گياه (ريزوسفر) ميباشد. از مهمترين ليگاندهاي آلي خاكهاي مناطق خشك و نيمهخشك، سيدروفورها هستند. با وجود اينكه تحقيقات متعددي در مورد جذب فلزات سنگين روي كانيهاي مختلف انجام پذيرفته، اطلاعات چنداني درباره اثر سيدروفور بر جذب روي و كادميم بر روي كانيهاي ميكايي (مسكويت و فلوگوپيت) وجود ندارد. بنابراين، هدف اصلي اين مطالعه بررسي اثر سيدروفور دسفرال بر جذب سطحي كادميم و روي توسط كانيهاي مسكويت و فلوگوپيت ميباشد. بدينمنظور جذب سطحي روي و كادميم توسط جذبكنندهها در محدوده پياچ 9-4، در غلظت ثابت 5 ميليگرم در ليتر روي و كادميم و به عنوان تابعي از غلظت فلزات (غلظت كادميم و روي بهترتيب در دامنهي غلظت 5/1 تا 10 ميليگرم در ليتر و 1 تا 6 ميليگرم در ليتر) در حضور و عدم حضور سيدروفور (غلظت سيدروفور 250 ميكرومولار) با استفاده از آزمايشهاي تعادلي 24 ساعته رسم شدند. رابطه بين مقدار روي و كادميم جذب شده و غلظت تعادلي روي و كادميم در محلول با همدماهاي جذب فروندليچ، لانگموير و سيپس مورد مطالعه قرار گرفت. بهعلاوه، بهمنظور بررسي بهتر مكانيزمهاي جذب كادميم و روي و تفسير نتايج، از گونهبندي يوني كادميم و روي در محلول با استفاده از برنامهي PHREEQCو طيفسنجي مادون قرمز (FTIR) نمونههاي كاني قبل و بعد از جذب كادميم و روي استفاده شد. نتايج نشان داد با افزايش پياچ، ميزان جذب روي و كادميم در هر دو كاني در حضور سيدروفور و عدم حضور سيدروفور افزايش يافت، اما افزايش جذب در حالت با سيدروفور كمتر از حالت بدون سيدروفور بهدست آمد. نتايج گونهبندي نشان داد كه تشكيل كمپلكسهاي بدون بار HCdL° و HZnL° در پياچهاي بالاتر از 7 باعث كاهش جذب سطحي كادميم و روي ميشود. جذب سطحي كادميم در حضور روي و در سيستم بدون سيدروفور كاهش يافت ولي در حضور سيدروفور، روي باعث افزايش جذب سطحي كادميم گرديد. نتايج مشابهاي در مورد اثر كادميم بر جذب سطحي روي مشاهده گرديد. در شرايط شيميايي مشابه، كانيهاي مورد استفاده در اين تحقيق، تمايل بيشتري براي جذب روي نسبت به كادميم در سيستم بدون سيدروفور نشان دادند، ولي در حضور سيدروفور كادميم را نسبت به روي بيشتر جذب سطحي نمودند. مدلهاي فروندليچ و لانگموير با بيشترين مقدار همبستگي (R2) و كمترين خطاي استاندارد برآورد (SEE)، در مقايسه با مدل سيپس بهترين برازش را بر دادههاي جذبي هر دو كاني داشتند.
شماره ركورد
48690
دانشگاه
دانشگاه وليعصر رفسنجان
استاد مشاور
احمد تاج ابادي،عبدالرضا اخكر
رشته تحصيلي
خاك شناسي
استاد راهنما
محسن حميدپور