عنوان
شناسايي قارچ هاي ميكوريزآربوسكولار بادام وپسته و بهينه سازي القاي ريشه مويين هويج در راستاي كشت درون شيشه اي آن ها
نويسنده اصلي
يزدان پناه،مرضيه
محل تحصيل
دانشگاه ولي عصر﴿عج﴾
مقطع تحصيلي
ارشد
چكيده
ميكوريز نوعي رابطه همزيستي بين برخي قارچها با ريشه گياهان است. در بين انواع مختلف ميكوريز، ميكوريز آربوسكولار، رايجترين نوع همزيستي بين ميكروارگانيسمهاي خاكزي و گياهان ميباشد. اين رابطه همزيستي منجر به بهبود رشد گياهان، مقاومت بيشتر به بيمارگرهاي خاكبرد، شوري، تنشهاي محيطي، خشكي و غيره ميشود. بادام (Prunus dulcis M.) و پسته (Pistacia vera L.) از جمله گياهان داراي رابطه همزيستي ميكوريزي ميباشند. در سالهاي اخير، تلاشهاي بسياري براي كشت درون شيشهاي قارچهاي ميكوريز آربوسكولار انجام شده است. بهمنظور شناسايي مولكولي و مورفولوژيكي قارچهاي ميكوريز آربوسكولار، از منطقهي ريزوسفر درختان بادام استانهاي كرمان، خراسانرضوي و اصفهان و درختان پسته استان كرمان در سالهاي 1393-1392 نمونهبرداري انجام شد. همچنين نمونههاي خاك بادام موجود در كلكسيون كشت تله ميكوريزايي دانشگاه وليعصر (عج) بررسي شدند. اسپورهاي قارچ ميكوريز آربوسكولار از خاكهاي نمونهبرداري شده و كشت تله، با استفاده از روش الك مرطوب و سانتريفيوژ در محلول شكر جداسازي شدند. اسپورها براساس خصوصيات مورفولوژيكي مانند رنگ اسپور، شكل، تزئينات سطح، اندازه و ساختار ديواره آنها گروهبندي شدند. استخراج DNA از تك اسپور قارچ ميكوريز آربوسكولار صورت گرفت. بخشي از ناحيه18S rDNA با استفاده از آغازگر عمومي NS4 و آغازگر اختصاصي قارچ ميكوريز آربوسكولار AML1 در مرحله اول و آغازگرهاي اختصاصي قارچ ميكوريز آربوسكولارAML1/AML2 در مرحله دوم واكنش PCR آشيانهاي، تكثير شد. براساس بررسيهاي مورفولوژيكي و مولكولي، 12 گونه متعلق به هفت جنس Claroidoglomus، Divresispora، Funneliformis، Pacispora، Rhizophagus، Scutellospora و Septoglomus شناسايي گرديد. گونه P. franciscana براي فلور قارچي ايران جديد مي¬باشد. با توجه به محدوديت ويژگيهاي مورفولوژيكي در شناسايي و تاكسونومي اين گروه مهم از قارچها، روشهاي مولكولي ميتوانند بهعنوان مكمل روشهاي مورفولوژيكي موجب اطمينان بيشتر در تاكسونومي و تمايز گونههاي مشابه به حساب آيند. در بخش دوم پژوهش، توليد ريشه مويين هويج براي كشت همراه قارچهاي ميكوريز آربوسكولار بهينه شد. از ريشه و دمبرگ آزمايشگاهي و دمبرگ و ساقه گلخانهاي هويج براي القاي ريشه مويين استفاده گرديد. بذور هويج پس از ضدعفوني، در محيط كشت MS و گلدان كشت شدند. ريشه و دمبرگ آزمايشگاهي چهار هفتهاي و دمبرگ و ساقه گلخانهاي سه ماهه با استرينهايMSU ، 15834 و A4 باكتري Rhizobium rhizogenes مايهزني و در محيط كشت MS كشت شدند. تاثير غلظت باكتري، استرين باكتري و نوع ريزنمونه و گياهچه بر توليد ريشه مويين مورد بررسي قرار گرفت. ميزان رشد ريشههاي مويين حاصل از هر ريزنمونه پس از حذف باكتري، بهصورت فاكتوريل در قالب طرح كاملاً تصادفي با سه تكرار و در هر تكرار سه ريزنمونه اندازهگيري شد. تاييد مولكولي ريشههاي مويين و استرينهاي باكتري با استفاده از واكنش PCR براي تكثير اختصاصي ژن rolC به اثبات رسيد. اسپور و خوشه اسپور Rhizophagus intraradices پس از ضدعفوني سطحي، در مجاورت ريشههاي مويين روي محيط كشت MSR قرار داده شدند. نتايج نشان داد هر سه استرين توانايي القا توليد ريشه مويين دارند. ريشههاي تراريخته نسبت به ريشههاي معمولي ضخامت، انشعاب و سرعت رشد بيشتري داشتند. استرين 15834 با غلظت بهينه 1-7/0 و ريزنمونههاي دمبرگ گلخانهاي و ريشه آزمايشگاهي بيشترين توانايي توليد ريشه مويين نشان دادند. بالاترين ميزان رشد ريشههاي مويين در ريزنمونه ساقه گلخانهاي با استرين MSU مشاهده شد. در يك پتريديش خوشه اسپور مايهزني شده، جوانه زده و رابطه همزيستي در كشت همراه R. intraradices و ريشههاي مويين هويج برقرار شده بود.
شماره ركورد
49747
دانشگاه
دانشگاه وليعصر رفسنجان
استاد مشاور
پژمان خدايگان-حسين علايي-محمود رضا رقامي
رشته تحصيلي
بيماري شناسي
استاد راهنما
ابراهيم صداقتي