عنوان
بررسي شخصيت در رمان هاي پست مدرن معاصر ايران
نويسنده اصلي
شمس الديني ،سجاد
محل تحصيل
دانشگاه ولي عصر﴿عج﴾
مقطع تحصيلي
كارشناسي ارشد
چكيده
پستمدرنيسم يكي از جنبشها و نهضتهاي مهم و البته تأثيرگذار چند دههي اخير در بسياري از هنرها ازجمله داستاننويسي در جهان و ايران است. پستمدرنيسم مجموعهاي از خرده گفتمانها و ديدگاههاي مختلف است. چنانكه از نامش پيداست پستمدرن چيزي فراتر از مدرنيسم را شامل ميشود. و رمانهاي بسياري با ويژگيهاي اين مكتب نوشتهشده است. يكي از عناصر داستاني كه با توجه به هر مكتب ادبي تغيير ميكند شخصيت است و شخصيت در رمانهاي پسامدرن در پي دستيابي به هويت خويش است. علاوه براين ويژگي، شخصيتهاي داستانهاي پستمدرن سيال، لغزنده، غيرقابلاعتماد با هويتهاي تخيلي و وجودشان دربرگيرندهي افكار، اعمال و گفتار واقعي و غيرواقعي، رؤيا گونه و يا كابوس وار هستند. شخصيت داستانها با بيثباتي و كثرتگرايي مشخص ميشوند و اساساً شكننده و دچار بحران هويت و به لحاظ روانشناختي اسكيزوفرني ميباشند. بنابراين كمحرف ميزنند، حرفهايشان بيربط است، در گفتارشان تكههاي نامربوط را بافاصله يا بدون آن در كنار هم ميگذارند.در اين رساله نويسنده بر آن است ضمن بيان و مباني فكري ، ويژگيها و اصول پستمدرنيسم و نشانههاي آن در ادبيات و رمان به توصيف شخصيت در رمان پستمدرن و اينكه شخصيت در طول رمان چه تحولي يافته است مدنظر است. و همچنين در پي آن است تا بحث شخصيت در رمانهاي «هيس» از محمدرضا كاتب ، «ملكوت» اثر بهرام صادقي، «آزاده خانم و نويسندهاش» از رضا براهني، «بيوتن» از رضا اميرخاني ، «كولي كنار آتش» از منيرو رواني پور، و «گاوخوني» نوشته جعفر مدرس صادقي كه ازجمله آثار پستمدرنيسم هستند بررسي نمايد. اين پژوهش ميتواند با بررسي موضوع شخصيت و شخصيتپردازي در رمانهاي پستمدرنيسم مذكور، هويت انسان معاصر ايراني منعكسشده در داستان و دغدغههاي آن را نشان دهد كه از اين حيث ميتواند حائز اهميت باشد .
شماره ركورد
50183
دانشگاه
دانشگاه وليعصر رفسنجان
استاد مشاور
جليل شاكري
رشته تحصيلي
زبان و ادبيات فارسي
استاد راهنما
نرگس باقري