عنوان
آسيب شناسي و بررسي ساختار مضمون ترانه¬ فارسي بر اساس سبك¬هاي مختلف موسيقي
نويسنده اصلي
مولايي پور،رحمان
محل تحصيل
دانشگاه ولي عصر(عج) رفسنجان
مقطع تحصيلي
كارشناسي ارشد
چكيده
ترانه قالبي¬است كه اين روزها از بيشتر نوع¬هاي ادبي ديگر مورد توجه است و مخاطب تماس بيشتري با اين قالب دارد و ازاين حيث جايگاه ويژه¬اي پيدا كرده است و به نوعي خوراك فكري جامعه تا حدودي از اين نوع ادبي تامين مي¬شود. در دسترس بودن آسان قدرت فوق¬العاده¬اي به ترانه مي¬دهد. بااندكي توجه و با آسيبشناسي اين نوع ادبي مي¬توان جريان تازه¬اي از آگاهي ¬را در ذهن مخاطبان اين نوع نوشتار كه تقريبا همه جامعه مي¬باشند، را شروع كرد و اعتلا داد. نگارنده سعي كرده ¬است با بررسي ترانه¬هاي فارسي و تقسيم كردن سبكي آنها با توجه به سبك¬هاي زنده موسيقي به تعريفي دقيق¬تري از ترانه دست پيدا¬كند و با توجه به ضعف و در دسترس بودن زياد اين قالب در اجتماع به آسيبشناسي آن بپردازد. با بررسي سبكي اين قالب و مشخص شدن مرزهاي معنايي و ساختاري آن در طي سال¬ها مي¬توان دريافت كه ترانه ايران هنوز نياز به كامل¬تر شدن دارد و نمي¬توان كلامي موزون را كه اندكي موسيقايي پرداخت شده و هنوز مراحل تبديل شدن به موسيقي را نگذرانده ترانه دانست. يك كلام وقتي با استفاده از موسيقي به مرحله¬ي اجرا در بيايد مي¬تواند ترانه باشد زيرا ما با موسيقي است كه به ظرفيت¬هاي بيشتر اين قالب پي مي¬بريم. اين قالب هنوز نهال جوانيست كه مي¬تواند در پيوند قدرتمند¬تري با موسيقي قرار بگيرد.با توجه به بررسي¬هاي انجام گرفته در اين پژوهش،ترانه قالبيست كه هنوز بايد به تعريف دقيق¬تر و كامل¬تري برسد و با آسيب شناسي مضمون و ساختار آن مي¬توان به توليد موسيقي¬هاي بهتر و منسجم¬تر
شماره ركورد
55090
دانشگاه
دانشگاه وليعصر رفسنجان
استاد مشاور
سعيد حاتمي
رشته تحصيلي
زبان و ادب فارسي
استاد راهنما
نرگس باقري