عنوان
بررسي تاثير مداخله هاي مبتني بر اعتقاد بهداشتي و چهارچوب شبكه و حمايت اجتماعي بر مصرف برنج هاي آلوده به فلزات سمي
نويسنده اصلي
شفيعي، ليلي
محل تحصيل
دانشگاه علوم پزشكي كردستان
رشته تحصيلي
بهداشت محيط زيست
چكيده
چكيده:
مقدمه: تداوم رفتارهاي تغذيه ايي سالم از عوامل مهم اثر بخش بودن برنامههاي مداخلهاي آموزشي ميباشد. هدف
از اين تحقيق ارزشيابي تأثير اجراي دو برنامه آموزشي مداخلهاي مبتني بر الگوي اعتقاد بهداشتي و مدل شبكه و
حمايت اجتماعي براي كاهش مصرف برنجهاي آلوده به فلزات سمي در زنان شهر ايلام در سال 3131 بود. روش: مطالعه
حاضر يك كارآزمايي كنترل شده تصادفي براي بررسي اثرات دو برنامه مداخله شش ماهه به منظوركاهش مصرف
برنجهاي آلوده به فلزات سمي بود. تعداد 042 زن داراي مسئوليت آشپزي در خانواده به طور تصادفي به يكي از سه
گروه 02 نفره تقسيم شدند: مداخله براساس الگوي اعتقاد بهداشتي، مداخله با چهار چوب شبكه و حمايت اجتماعي و
گروه شاهد. دادهها شامل اطلاعات دموگرافيك، آگاهي در مورد فلزات سمي، سازههاي الگوي اعتقاد بهداشتي، چهار
چوب شبكه و حمايت اجتماعي، عملكرد مصرف برنج و مصرف ميوه و سبزيجات قبل از مداخله، بعد از مداخله، سه و 6
ماه پس از پايان مداخله بود. روايي محتواي پرسشنامه با استفاده از پانل خبرگان مورد ارزيابي قرار گرفت. پايايي
مقياسهاي آگاهي و عملكرد مصرف برنج با استفاده از روش آزمون پس آزمون و سازههاي مدل اعتقاد بهداشتي و مدل -
شبكه و حمايت اجتماعي با روش ضريب آلفا كرونباخ ارزيابي شدند. براي تجزيه و تحليل دادههاي نرمال از آزمونهاي
پارامتري Repeated Measure ، ANOVA و براي دادههاي غير نرمال از آزمونهاي كروسكال واليس، فريدمن و
من ويتني استفاده شد. نتايج: تداوم آگاهي در مورد فلزات سمي در طي شش ماه بعد از مداخله در گروه شبكه و حمايت
اجتماعي بيشتر از گروه اعتقاد بهداشتي بود. افزايش معناداري در سازههاي حساسيت درك شده، شدت درك شده،
فوايد درك شده و خودكارآمدي و كاهش معناداري در موانع درك شده گروه اعتقاد بهداشتي در زمانهاي بعد از مداخله،
>0/ سه و شش ماه بعد از مداخله نسبت به شاهد وجود داشت ) 000 P(. افزايش معناداري در اندازه شبكه، نفوذ
اجتماعي و حمايت اجتماعي گروه شبكه و حمايت اجتماعي نسبت به گروه شاهد در زمانهاي بعد از مداخله، سه و شش
>0/ ماه بعد از مداخله مشهود بود ) 000 P(. كاهش مصرف برنجهاي آلوده به فلزات سمي در گروههاي مداخله اعتقاد
بهداشتي و شبكه و حمايت اجتماعي بعد از مداخله، سه و شش ماه بعد از مداخله نسبت به گروه شاهد وجود داشت
>0/000( P (. ميانگين مصرف ميوه در دو گروه اعتقاد بهداشتي و شبكه و حمايت اجتماعي در بعد از مداخله و شش
>0/ ماه پس از مداخله نسبت به گروه شاهد افزايش معناداري را نشان داد ) 000 P (. در گروههاي مداخله اعتقاد
بهداشتي و شبكه و حمايت اجتماعي ميانگين روزانه مصرف سبزيجات بعد از مداخله نسبت به گروه شاهد افزايش
>0/ معناداري داشت ) 000 P (. نتيجه گيري: اين مطالعه اولين حمايت تجربي از مقايسه تأثير دو برنامه مداخله بين
فردي و مداخله مبتني بر فرد بر تداوم مصرف برنجهاي عاري از فلزات سمي بود. هر دو روش مداخله آموزشي سبب
كاهش مصرف برنجهاي آلوده به فلزات سمي و افزايش مصرف ميوه و سبزيجات پس از پايان مداخله شدند. گروه شبكه و
حمايت اجتماعي نقش موثرتري را در كاهش مصرف برنجهاي آلوده به فلزات سمي و افزايش مصرف ميوه و سبزيجات
نسبت به گروه اعتقاد بهداشتي در زمان شش ماه پس از مداخله داشت.
كلمات كليدي: مداخله؛ مدل اعتقاد بهداشتي؛ شبكه و حمايت اجتماعي؛ برنج آلوده.
شماره ركورد
80871
شهر محل تحصيل
دانشگاه علوم پزشكي كردستان
گرايش رشته تحصيلي
بهداشت محيط
دانشكده
بهداشت
دانشگاه
دانشگاه علوم پزشکي کردستان
استاد راهنما
پروانه تيموري