• عنوان

    بررسي عوامل موثر بر ميزان بقا بر درمان نگهدارنده با متادون در مراكز درمان سوء مصرف مواد در شهر سنندج در سال 1396 با استفاده از مدل مخاطرات متناسب كاكس

  • نويسنده اصلي

    واعظي، غزل

  • محل تحصيل
    دانشگاه علوم پزشكي كردستان
  • رشته تحصيلي
    پزشكي
  • چكيده
    زمينه و هدف: درمان نگهدارنده با متادون يك رويكرد شناخته شده جهت درمان وابستگي به مو اد اوپيوئيدي و بخصوص كاهش آسيب است. يكي از چالش هاي عمده در درمان نگهدارنده با متادون ميزان ماندگاري بر درمان است. اين مطالعه با هدف بررسي عوامل موثر بر ميزان بقا بر درمان نگهدارنده با متادون در مراكز درمان سوء مصرف مواد در شهر سنندج در سال 6931 با استفاده از مدل مخاطرات متناسب كاكس انجام شده است. روش كار: اين مطالعه بصورت هم گروهي بوده است. جامعه مورد مطالعه شامل 609 نفر از افراد وابسته به مواد مخدر بود كه در سال 6931 جهت درمان به مراكز درمان به مواد مخدر شهر سنندج مراجعه نموده و شروع به درمان نموده اند. پرسشنامه درمان نگهدارنده با متادون در شروع درمان و يك ماه و سه ماه و 1 ماه بعد از درمان طبق اطلاعات پرونده تكميل شد. تاريخ شروع درمان نگهدارنده با متادون و هر زمان كه از درمان خارج شوند، تاريخ خروج به روز و دوز متادون در زمان خروج از درمان كه در پرونده بيمار ثبت شده بود، استخراج شد. براي مقايسه بقا نمودار كاپلان ماير ترسيم شد و تفاوت آنها را با آزمون لگ رنك بررسي نموديم. بمنظور بررسي - همزمان ارتباط متغيرها با بقا بر درمان از مدل نيمه پارامتري مخاطرات متناسب كاكس استفاده شد. نتايج: نتايج مطالعه ما نشان داد كه 20,12 درصد با دليل شخصي به مركز مراجعه نموده و 64,92 درصد به دليل اصرار خانواده مراجعه نموده اند. 92,20 درصد بيشتر از 35 ميليگرم در طول روز متادون مصرف كرده و - - 2,63 درصد 65 95 ميليگرم در طول روز متادون مصرف كرده اند. 43,12 در گروه سني 95 93 سال و 1,04 درصد در گروه سني 05 15 سال بودند. 11,12 درصد افراد مورد مطالعه با بيشترين فراواني داراي شغل پاره - وقت نامنظم و 5,10 درصد افراد مورد مطالعه با كمترين فراواني محصل بودند. 11,56 درصد متأهل و 64,92 درصد با كمترين فراواني طلاق گرفته بودند. 11,56 درصد با بيشترين فراواني اپيوم و 99,33 درصد با كمترين فراواني هروئين مصرف مي كردند. 06,19 درصد افراد مورد مطالعه با بيشترين فراواني چند مصرفي و 42,92 درصد با كمترين فراواني تك مصرفي بودند. 22,62 درصد با بيشترين فراواني به روش تدخيني و 6,96 درصد افراد مورد مطالعه با كمترين فراواني به روش تزريقي مواد مصرف مي كرده اند. سن شروع مصرف - - 26,2 درصد افراد مورد مطالعه با بيشترين فراواني 60 24 سال و 2,16 درصد با كمترين فراواني بيش 40 90 سال بوده است. به نتايج تحليل ماندگاري بر حسب فاكتورهايي كه پيش بيني كننده ميزان ماندگاري بر درمان با متاودون بودند شامل سن، وضعيت تاهل، شيوه مصرف مواد، سابقه زندان، سابقه ترك مواد و داشتن تعداد رفتار هاي پرخطر رابطه مثبت و معني داري با ميزان ماندگاري بر درمان داشت. ز نتيجهگيري: افزايش سن، وضعيت شغلي، نوع ماده مصرفي، سطح تحصيلات، مدت مصرف مواد مخدر، روش سوء مصرف مواد و دوز روزانه متادون با ميزان ماندگاري مرتبط بود به گونه اي كه با افزايش دوز ميزان ماندگاري افزايش مي يافت. عليرغم كمتر بودن ميزان ماندگاري بر درمان در اين مطالعه نسبت به نتايج مطالعات ديگر ميتوان نتيجه گرفت كه اين روش درماني مي تواند روشي موثر در كنترل وابستگي به مواد باشد. بنابراين با تاكيد بر هركدام از عوامل مذكور ميتوان اقدامات موثري در جهت افزايش پذيرش درمان از سوي بيماران و ماندگاري بردرمان انجام داد. واژگان كليدي: متادون، سوء مصرف مواد، مدل مخاطرات متناسب كاكس
  • شماره ركورد
    81525
  • شهر محل تحصيل
    دانشگاه علوم پزشكي كردستان
  • گرايش رشته تحصيلي
    پزشكي
  • دانشكده
    پزشكي
  • دانشگاه
    دانشگاه علوم پزشکي کردستان
  • استاد راهنما
    بيژن نوري