عنوان
مقايسه اثر روش هاي درماني سرم اتولوگ و روتين بر سطح سرمي CD200 در بيماران مبتلا به كهير مزمن ايديوپاتيك
نويسنده اصلي
نعليني، نيما
محل تحصيل
دانشگاه علوم پزشكي كردستان
رشته تحصيلي
پزشكي
چكيده
مقدمه: كهير مزمن ( CU) از اختلالات آلرژيك شايع است كه حدود 5/0 تا 5 درصد جمعيت جوامع مختلف را تحت تاثير قرار مي دهد. پاتوژنز كهير مزمن هنوز به طور دقيق شناسايي نشده است. با اين وجود مطالعات انجام گرفته تاكنون نقش مكانيسم هاي مختلفي مانند فرايندهاي التهابي، خود ايمني، نقايص سلولي، سيستم انعقادي و سيستم كمپلمان را در ايجاد اين بيماري روشن ساخته اند كه با ارتباطات پيچيده دوجانبه يا چند جانبه ميان خود، سبب فعال شدن ماست سل ها و بازوفيل ها و آزادسازي مدياتورهاي از پيش ساخته و نيز سنتز و ترشح مولكول هاي وازواكتيو جديد از اين سلول ها گرديده و نماي باليني نهايي كهير را سبب مي گردند. ). لذا هدف اين مطالعه آن بود كه قبل و بعد از درمان اين بيماران با متد جديد درماني سرم اتولوگ تغييرات اين محور را سنجيده و همچنين با گروه كنترل مقايسه كنيم تا اطلاعات جديد زمينه اي و شواهدي مبني بر اينكه CD200 و يا CD200R ممكن است در فرايند تحمل و درمان بيماري كهير مزمن نقش داشته باشد را مورد بحث قرار دهيم.
مواد و روشها: اين مطالعه از نوع مقطعي توصيفي-تحليلي بود كه بر روي بيماران مبتلا به كهير مزمن با علت نامشخص با تشخيص پزشك فوق تخصص انجام شد. در اين مطالعه از بيماران 18 سال به بالا مراجعه كننده به متخصص آسم و آلرژي كه ابتلا به كهيرمزمن ايديوپاتيك در آنها تشخيص داده شده بود، 90 نفر به عنوان افراد مورد مطالعه انتخاب شد و به صورت تصادفي در دو گروه تقسيم شد. گروه كنترل صرفا درمانهاي روتين (شامل مصرف آنتي هيستامين ها و كورتون) را دريافت كردند و به گروه مورد علاوه بر درمانهاي روتين، سرم اتولوگ نيز داده شد. به روش الايزا غلظت سرمي سايتوكاين CD200 محلول، قبل و بعد از درمان، اندازه گيري شد. در نهايت توسط نزم افزار SPSS21 و با استفاه از تست هاي آماري رابطه بين درمان و سطح CD200 مورد ارزيابي قرار گرفت.
يافته ها: بر اساس نتايج اين مطالعه ميانگين سني گروه سرم اتولوگ 70/6±69/34 سال و گروه كنترل 38/10±79/37 سال بود كه 23 نفر آنها (26%) مذكر بودند. در بررسي رابطه بين متغيير ها جنسيت، سن و سابقه خانوادگي، در دوگروه تفاوت معناداري وجود نداشت. ميانگين CD200 قبل در دو گروه تفاوت معني داري با هم نداشت (63/0=P). در هر دو گروه، رابطه مستقيم و معني داري بين مقدار قبل با ساير متغيرهاي مورد بررسي وجود داشت (001/0>P) و با افزايش سطح CD200 قبل ساير متغيرها نيز افزايش پيدا كردند. سطح CD200 بعد در دو گروه تفاوت معني داري با هم داشت (004/0=P) و ميانگين CD200 در گروه سرم اتولوگ به صورت معني داري كمتر از گروه كنترل بود.
نتيجه گيري: با توجه به نتايج مطالعه كنوني و مطالعات انجام شده و با توجه به اينكه درمان با سرم اتولوگ كم هزينه بوده و نياز به تجهيزات پيچيده و داروهاي گران قيمت ندارد، به عنوان يك روش كارآمد در درمان بيماران مبتلا به كهير مزمن پيشنهاد مي شود و مي توان با استفاده از اين روش روند درماني در اين بيماران را بهبود بخشيده و عود و گسترش بيماري را در اين بيماران محدود كرد.
كلمات كليدي: كهير؛ كهير مزمن؛ ماركر هاي بيولوژيك؛ CD200.
شماره ركورد
81659
شهر محل تحصيل
دانشگاه علوم پزشكي كردستان
گرايش رشته تحصيلي
پزشكي عمومي
دانشكده
پزشكي
دانشگاه
دانشگاه علوم پزشکي کردستان
استاد راهنما
رسول نصيري كالمرزي، پدرام عطايي